raccourcir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁa.kuʁ.siʁ\/

Conjugaison du verbe raccourcir

فعل

  1. کوتاه کردن
  2. گردن زدن، سر بریدن
  3. دور کردن سگ‌ها برای نزدیک کردن آن‌ها به گوزن (در شکار)
  4. کوتاه کردن رکاب اسب
  5. کوتاه گرفتن افسار اسب
  6. کند کردن سرعت اسب
  7. کوتاه شدن

مثال‌ها