collatéral

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\kɔ.la.te.ʁal\/

صفت

  1. فرعی و جانبی
  2. واقع در کنار
  3. نقاط میانی جهات اصلی
  4. از سوی پدر یا مادر در خویشاوندی
  5. آسیبهای جانبی ناشی از خطا

اسم

  1. خویشاوند نسبی پدر یا مادر
  2. راهرو جانبی کلیسا
  3. وثیقه وام

مثال‌ها