collationner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ.la.sjɔ.ne\/

Conjugaison du verbe collationner

فعل

  1. خوردن غذای سبک موسوم به کولاسیون
  2. مقایسه نوشته با اصل برای تأیید یکسانی
  3. بررسی صحت اطلاعات
  4. گردآوری و بررسی اطلاعات
  5. بررسی کامل بودن کتاب یا پرونده
  6. تکرار خلاصه پیام برای اطمینان از درک درست

مثال‌ها