tailler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tɑ.je\/

Conjugaison du verbe tailler

فعل

  1. برش دادن، تراشیدن و شکل دادن به یک ماده با استفاده از ابزار. (تراشیدن، بریدن، شکل دادن)
  2. بریدن پارچه برای دوختن لباس. (برش زدن پارچه)
  3. انجام عمل هرس کردن گیاهان و درختان. (هرس کردن)
  4. پخش کردن کارت‌ها در طول یک بازی.
  5. پخش کردن کارت‌ها و بازی کردن یک‌تنه مقابل سایر بازیکنان (در بازی بانکدار).
  6. تقسیم مالیات، وضع مالیات کردن.
  7. فرار کردن، در رفتن (عامیانه).
  8. کاهش دادن؛ حذف کردن.
  9. بزرگ یا کوچک بودن سایز یک لباس (قواره داشتن).
  10. به دست آوردن، کسب کردن.
  11. پشت سر کسی بدگویی کردن، حرف‌های منفی زدن.

مثال‌ها