équarrir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.ka.ʁiʁ\/

Conjugaison du verbe équarrir

فعل

  1. بریدن به زاویه قائم
  2. مربع کردن شیشه با الماس و انبر
  3. قطعه‌قطعه کردن حیوان مرده یا ذبح‌شده

مثال‌ها