ciseler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\si.zə.le\/

Conjugaison du verbe ciseler

فعل

  1. با اسکنه کار کردن روی فلزات.
  2. با قیچی بریدن.
  3. دانه‌های آسیب‌دیده انگور را جدا کردن.
  4. ظریف‌کاری و پرداختن به جزئیات.
  5. بریدن سطح غذا برای پخت بهتر.
  6. سبزی را نازک بریدن بدون خرد کردن.

مثال‌ها