crier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kʁi.je\/

Conjugaison du verbe crier

فعل

  1. فریاد زدن، داد زدن؛ (دربارهٔ حیوان) صدا کردن
  2. صدا را در گفت‌وگو، بحث یا سرزنش بسیار بلند کردن؛ داد و بیداد کردن
  3. در آواز صدا را بیش از اندازه بلند کردن، به‌جای خواندن جیغ زدن
  4. (دربارهٔ اشیا) جیرجیر کردن، صدای خشک و تیز دادن
  5. به نام مقام رسمی چیزی را جار زدن، اعلام عمومی کردن
  6. بارها به کسی تذکر دادن، با اصرار به او سفارش کردن
  7. چیزی را دربارهٔ کسی یا چیزی با صدای بسیار بلند گفتن، فریادکنان گفتن
  8. نظر یا اعتراضی را به‌شدت ابراز کردن، حتی به‌صورت نوشته؛ فریاد اعتراض سر دادن
  9. کالایی را در حراج جار زدن، به مزایده گذاشتن
  10. با جار زدن مشتری جلب کردن؛ دوره‌گردانه جنس فروختن
  11. چیزی را بلندبلند گفتن یا با اصرار تکرار کردن

مثال‌ها