mijoter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mi.ʒɔ.te\/

Conjugaison du verbe mijoter

فعل

  1. آرام و آهسته در ظرف سرپوشیده پختن.
  2. آرام و بی‌صدا آماده کردن، در مورد کاری؛ مخفیانه آماده کردن چیزی.
  3. خیساندن.
  4. در وضعیت انتظار بودن؛ صبر کردن.

مثال‌ها