déchirer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.ʃi.ʁe\/

Conjugaison du verbe déchirer

فعل

  1. با کشیدن شدید یک طرف در جهت مخالف طرف دیگر پاره کردن.
  2. زخمی کردن؛ خراش دادن؛ پارگی ایجاد کردن.
  3. فضا یا محیط را شکافتن.
  4. کشور، شهر یا گروه بزرگی را با ایجاد دسته‌ها و اختلافات آشفته کردن.
  5. با غیبت و افترا توهین و آزردن.
  6. توافق یا قراردادی را باطل کردن.
  7. قلب را به شدت متأثر یا آشفته کردن.
  8. (عامیانه) ترکاندن؛ حسابی موفق شدن.
  9. (عامیانه) عالی بودن؛ حرف نداشتن.

مثال‌ها