mettre en pièces

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mɛ.tʁ‿ɑ̃ pjɛs\/

فعل

  1. تبدیل چیز فشرده به تکه‌ها
  2. نابود کردن یا خرد کردن
  3. از هم پاشیدن
  4. آسیب زدن به شهرت با بدگویی

مثال‌ها