gérer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʒe.ʁe\/

Conjugaison du verbe gérer

فعل

  1. اداره کردن به حساب دیگری
  2. اداره کردن؛ هدایت کردن؛ مدیریت کردن؛ رسیدگی کردن
  3. تنها به آن رسیدگی کردن
  4. از پس مشکلی یا بحرانی برآمدن
  5. نسبتاً توانا بودن در یک حوزه؛ بد نبودن
  6. از پس آن برآمدن، موفق شدن

مثال‌ها