mesure

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\mə.zyʁ\/

اسم

  1. اندازه
  2. واحد مرجع برای سنجش
  3. حجم
  4. عمل سنجش یک مقدار
  5. فرآیند به‌دست آوردن مقدار عددی
  6. تعداد هجا در شعر
  7. ریتم موسیقی
  8. بخش مساوی از قطعه موسیقی
  9. تصمیم
  10. اعتدال و رعایت ادب
  11. معیار مقایسه
  12. اقدام احتیاطی
  13. حدود و ظرفیت
  14. فاصله مناسب برای حمله یا دفاع
  15. تابع ریاضی برای اندازه‌گیری

مثال‌ها