چیدمان بخشهایی که سخنرانی از آنها تشکیل شده است.
گرایش، تمایل به چیزی بیشتر یا کمتر نزدیک، به تغییر یا دگرگونی.
وضعیت خوب یا بد مزاج یا سلامت.
گرایش؛ استعداد.
عمل تنظیم چیزی، چیدن آن یا نتیجه این عمل.
عملِ تصرف در مالِ خود، و نیز هر سندی که با آن در مال تصرف میشود
هر یک از نقاطی که قانون، فرمان، مصوبه، حکم قضایی، رأی و غیره تنظیم یا تصمیم میگیرد.
قدرت و اختیارِ تصرف در کسی یا چیزی
آمادهسازیها.
احساساتی که نسبت به کسی یا چیزی داریم.
مثالها
Ce n’est pas parce qu’une matière a telle ou telle disposition qu’elle est unie à telle forme ; c’est l’inverse qui est vrai : pour que la forme soit telle, il importe que la matière soit optimalement disposée. — اینطور نیست که چون مادهای چنین و چنان disposition دارد به چنین شکلی متحد شده؛ برعکس درست است: برای اینکه شکل چنین باشد، مهم است که ماده به طور بهینه چیده شده باشد.
II est établi dans la Commune un emplacement particulier, affecté spécialement à l’abattis des porcs, et mis à la disposition du public pour cet usage, en se conformant aux Règlemens y relatifs. — در کمون مکان خاصی اختصاص یافته که مخصوص ذبح خوکهاست و در اختیار عموم برای این استفاده قرار گرفته، با رعایت مقررات مربوط.
Tandis que nous nous entretenions amicalement avec ces bonnes gens, j’observais l’heureuse disposition du dressoir, de l’évier, des tablettes, où étaient rangés les pots et les assiettes. — در حالی که دوستانه با این مردمِ نازنین گفتگو میکردیم، چیدمانِ دلپذیرِ بوفه، سینک و قفسهها را مینگریستم که دیگها و بشقابها در آنها مرتب شده بودند.
Le chénopode, appelé vulgairement patte d’oie ou ansérine, doit ce nom à la disposition de ses feuilles ; l’ambrosie en est une espèce. — سلمهتره که عوام آن را پایغاز یا آنسرین مینامند، این نام را از آرایشِ برگهایش گرفته است؛ آمبروزیا گونهای از آن است.
À la suite de la tour nᵒ 11 est la tour nᵒ 40, dite de Cahusac, qui présente une disposition curieuse. Le chemin de ronde tourne à l’entour, et est couvert par un portique […] — پس از برجِ شمارهٔ ۱۱ برجِ شمارهٔ ۴۰ است، معروف به کائوزاک، که آرایشِ عجیبی دارد. راهروِ نگهبانی گردِ آن میچرخد و رواقی آن را پوشانده است […]
Le massif dioritique de Lesterps, que la route de Bussière-Boffy recoupe transversalement sur 3 kilomètres, est en disposition synclinale : les gneiss plongent sous la diorite aussi bien à l’Ouest, près de Lesterps, que sur la bordure est. — تودهٔ دیوریتیِ لسترپ که جادهٔ بوسیر-بوفی سه کیلومتر آن را عرضی میبُرد، آرایشِ ناودیسی دارد: گنیسها هم در غرب، نزدیکِ لسترپ، و هم در حاشیهٔ شرقی زیرِ دیوریت فرو میروند.