nourriture

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\nu.ʁi.tyʁ\/

Conjugaison du verbe nourriture

اسم

  1. غذا، خوراک.
  2. تغذیه؛ روزی رساندن به انسان و جانور با خوراک؛ قوت.
  3. آنچه نیرو می‌بخشد؛ خوراکِ روح.
  4. شیردهی؛ شیر دادنِ کودک از پستان.
  5. تربیت، پرورش.

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ nourriturer، به معنای غذا دادن.
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ nourriturer، به معنای غذا دادن.
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ nourriturer، به معنای غذا دادن.
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ nourriturer، به معنای غذا دادن.
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ nourriturer، به معنای غذا دادن.

مثال‌ها