nourrir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\nu.ʁiʁ\/

Conjugaison du verbe nourrir

فعل

  1. غذا دادن
  2. کود دادن؛ تقویت کردنِ خاک
  3. شیر دادن.
  4. با غذا تأمین کردن.
  5. تعلیم و تربیت کردن.
  6. تأمین آذوقه کردن.
  7. درآمد یا مستمری فراهم کردن
  8. تولید کردن یا در بر داشتن.
  9. غذا دادن.
  10. نگه داشتن و تداوم بخشیدن.
  11. از چیزی بهره‌مند ساختن.
  12. در ذهن نگه داشتن احساس، فکر یا قصد.
  13. پر و پیوسته نگه داشتن صداها.

مثال‌ها