impression

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛ̃.pʁɛ.sjɔ̃\/

اسم

  1. نقش‌بستن؛ اثری که چیزی با فشار بر چیزِ دیگر بر جای می‌گذارد
  2. چاپِ کتاب و روزنامه و مانندِ آن
  3. (کمیاب) چاپ، نوبتِ چاپ
  4. نوشتهٔ چاپ‌شده؛ برگهٔ پرینت
  5. تأثیری که کنشِ چیزی بر تن می‌گذارد
  6. (کمیاب) باقی‌ماندهٔ تأثیری که چیزی بر تن گذاشته
  7. برداشت؛ تأثیری که چیزی بر دل و ذهن می‌گذارد
  8. مجموعهٔ فرایندهای زیستی که حس از آن پدید می‌آید

مثال‌ها