improbateur
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\ɛ̃.pʁɔ.ba.tœʁ\/
اسم
کسی که کارها یا رفتارِ دیگران را ناپسند میشمارد؛ خردهگیر، مخالف.
صفت
آنکه چیزی را ناپسند میشمارد، یا آنچه ناخرسندی و نارضایی را نشان میدهد؛ نکوهشآمیز.
مثالها
C’est un improbateur décidé de tout ce que font les autres.
Geste improbateur. - Coup d’œil improbateur.
Mots liés
improbatif
désapprobateur
improbation
improbatrice
improbe
improbe
improbité
improductif
improductivité
impromptu
impromptu
impromptu
imprononçable
imprononçable
impropre
improprement
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی