هنرِ چاپ؛ فنونِ چاپ که امکان میدهد متن، نشانه یا تصویر را به هر شماری نسخه بر بستری (کاغذ، پارچه و مانندِ آن) بازتولید کنند.
مؤسسهای که در آن چاپ انجام میشود.
صنعت چاپ، مجموعه چاپخانهداران.
آنچه برای چاپ استفاده میشود، چاپگر.
مثالها
L’imprimerie est le télescope de l'âme […] ; ainsi l'imprimerie rapproche et met en communication immédiate, continue, perpétuelle, la pensée de l'homme isolé avec toutes les pensées du monde invisible, dans le passé, dans le présent, dans l'avenir. — چاپخانه تلسکوپ روح است […]؛ بنابراین چاپخانه اندیشه انسان منزوی را به طور فوری، مداوم و ابدی با همه اندیشههای جهان نامرئی، در گذشته، حال و آینده نزدیک و در ارتباط قرار میدهد.
L’invention de l’imprimerie est le plus grand événement de l’histoire. — اختراع چاپخانه بزرگترین رویداد تاریخ است.
Il était le gendre de l’imprimeur Plantin qu’il remplaça à Anvers avant de diriger, à partir de 1585, une imprimerie à Leyde. — او داماد چاپگر پلانتَن بود که در آنورس جایگزینش شد پیش از آنکه از ۱۵۸۵ چاپخانهای در لیدن اداره کند.
L’imprimerie nationale, établissement chargé de l'impression des actes officiels, des imprimés administratifs, d'ouvrages publiés par l'État. — چاپخانه ملی، مؤسسهای که مسئول چاپ اسناد رسمی، چاپهای اداری و آثاری است که توسط دولت منتشر میشود.
Les ouvriers, le prote d’une imprimerie. — کارگران، سرپرست یک چاپخانه.
Travailler dans l’imprimerie. — در چاپخانه کار کردن.