J’ai eu un trou. Une absence. En impro, ça arrive, on se laisse facilement emporter. — حافظهام پرید. یک غیبت. در بداهه این اتفاق میافتد، آدم به راحتی با خودش میرود.
Ils seront accompagnés par le musicien Sammy Pelgris de la compagnie Aline qui improvisera sa musique selon les thèmes d’impro. — آنها را نوازنده سامی پلگری از کمپانی آلین همراهی خواهد کرد که موسیقیاش را بر اساس تمهای بداهه بداههنوازی میکند.
L’athlète s’est même payé le luxe d’une impro avec l’acteur Pascal Légitimus, lui aussi invité dans un épisode. — ورزشکار حتی این تجمل را به خود داد که بداههای با بازیگر پاسکال لژیتیموس، که او هم در اپیزودی دعوت شده بود، اجرا کند.