objet

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɔb.ʒɛ\/

اسم

  1. چیز
  2. شیء
  3. هر آنچه بر حواس اثر گذارد یا ذهن را مشغول کند.
  4. آنچه اندیشیده می‌شود، در برابر فاعل اندیشنده.
  5. موضوع یک علم یا هنر.
  6. آنکه یا آنچه غیر از خود است.
  7. شخص یا چیزی که فعل بر آن واقع می‌شود.
  8. علت یا انگیزه یک احساس، شور یا عمل.
  9. شخص مورد علاقه.
  10. هدف یا مقصود.
  11. هر آنچه به ذهن می‌رسد یا ذهن را اشغال می‌کند.
  12. نمونه‌ای از یک رده که داده‌ها و روش‌ها را در خود نگه می‌دارد.
  13. پدیده‌ای عینی یا ذهنی که قابل نمایش بر نقشه است.
  14. هر چیز موجود در زمین بازی، از جمله دروازه و توپ‌های زده‌شده.

مثال‌ها