oblation
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ɔ.bla.sjɔ̃\/
اسم
پیشکش و عمل تقدیم چیزی به خدا
لحظه تقدیم نذر در مراسم عشا
آنچه به خدا تقدیم میشود
انتقال داوطلبانه ملک از سوی ارباب به ارباب دیگر برای دریافت مجدد به عنوان فئود
مثالها
On entendait par « autel » le droit de jouir des oblations et des revenus casuels d'une église.
Mots liés
oblie
obligataire
obligataire
obligation
obligation à haut risque
obligation alternative
obligation civile
obligation de diffusion
obligations
obligatoire
obligatoirement
obligé
obligé
obligeamment
obligeance
obligeant
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی