musique

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\my.zik\/

اسم

  1. موسیقی؛ هنر و دانشِ ترکیبِ صداها در قالبِ نوا، هماهنگی و ضرب
  2. موسیقی؛ قطعه یا رشتهٔ صداهای موزون و سنجیده
  3. موسیقیِ یک گونه یا یک ساز؛ مجموعهٔ آثاری که برای آن نوشته شده
  4. نت؛ نگارشِ موسیقی و برگه یا کتابی که در آن نوشته شده
  5. دستهٔ موسیقی؛ گروهِ نوازندگان یا انجمنِ فیلارمونیک
  6. نوا؛ آهنگِ خوش و صدای دلنشین
  7. (اسب‌دوانی) رشتهٔ نشانه‌هایی که نتایجِ اخیرِ یک اسبِ مسابقه را نشان می‌دهد
  8. هیاهو؛ مجموعهٔ بحث‌ها و حرف‌ها
  9. (کهنه) خردهٔ گچ که با گچِ تازه می‌آمیزند

مثال‌ها