must

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\mœst\/

اسم

  1. وظیفه اجتناب‌ناپذیر؛ الزام اجتماعی
  2. چیز سطحی اما دلپذیر
  3. بهترین چیزی که وجود دارد

مثال‌ها