بخشی از یک اثر هنری یا ادبی را حذف کردن، تحریف کردن
از ریخت انداختن، کریه منظر کردن
مثالها
C'est sur-tout depuis quelque temps que j'ai été constamment appellé auprès des femmes mutilées par des accoucheurs et des matrônes mal-habiles que le nombre de ces victimes s'accroît tous les jours ; […] — بهویژه از مدتی پیش که مدام نزد زنانی فراخوانده شدهام که توسط ماماهای ناوارد و قابلههای ناشی ناقص شدهاند، تعداد این قربانیان هر روز افزایش مییابد؛ […]
Mutiler quelqu’un d’un bras, d’un pied. — کسی را از یک دست یا یک پا ناقص کردن.
Mutiler une statue. — مجسمهای را ناقص کردن.
On a mutilé ce chapiteau. — این سرستون را ناقص کردهاند.
Ce tableau a été mutilé à coups de couteau. — این تابلو با چاقو ناقص شده است.