explication

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛks.pli.ka.sjɔ̃\/

اسم

  1. توضیح، شرح؛ سخنی که با افزودنِ آگاهی‌های بیشتر یا بازگفتنِ جزئیات و انگیزه‌ها، متن، اندیشه یا اثری را فهم‌پذیر می‌کند.
  2. آنچه علت یا انگیزهٔ چیزی دشوارفهم را روشن می‌کند؛ توجیه، علت.
  3. توضیحِ ناقانع‌کننده‌ای که برای توجیهِ کار، رفتار یا وضعیتی داده می‌شود؛ بهانه، طفره.
  4. آنچه با آن چیزی را اثبات یا تبیین می‌کنیم
  5. ترجمه یا تفسیر شفاهی ساده یک نویسنده

مثال‌ها