exploser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛk.splo.ze\/

Conjugaison du verbe exploser

فعل

  1. منفجر شدن؛ ترکیدن.
  2. بروز یا بیان ناگهانی و خشونت‌آمیز (از کوره در رفتن / منفجر شدن از خشم).
  3. افزایش یا رشد بسیار سریع و ناگهانی (سر به فلک کشیدن).
  4. تکه تکه شدن، از دست دادن یکپارچگی با تقسیم و تجزیه شدن.
  5. احساس خستگی مفرط کردن.
  6. متوقف کردن ناگهانی تلاش به دلیل ضعف و بی‌قوتی.

مثال‌ها