exploitable

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · /\ɛks.plwa.tabl\/

صفت

  1. قابل کشت؛ قابل بهره‌برداری
  2. قابل تراش و برش
  3. قابل استفاده؛ بهره‌بردار
  4. قابل توقیف یا فروش قضایی

مثال‌ها