dormir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\dɔʁ.miʁ\/

Conjugaison du verbe dormir

فعل

  1. خوابیدن
  2. خوابیدن (خواب یا چرت)
  3. بی‌حرکت یا با حرکت بسیار آهسته بودن.
  4. در مرگ آرمیدن.
  5. خاموش ماندن یا سکوت طولانی.

مثال‌ها