endormir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.dɔʁ.miʁ\/

Conjugaison du verbe endormir

فعل

  1. به خواب بردن
  2. شروع به خوابیدن
  3. خسته کردن تا خواب‌آلودگی
  4. سرگرم کردن برای فریب
  5. بی‌حس کردن
  6. کشتن با تزریق آرام‌بخش
  7. دزدیدن

مثال‌ها