dorsale

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت

اسم

  1. پشته میان‌اقیانوسی، منطقه واگرایی صفحات تکتونیکی با ایجاد لیتوسفر اقیانوسی.
  2. همخوان تلفظ‌شده با پشت زبان.
  3. محور فشار حداکثری غیربسته.
  4. محور اصلی شبکه مخابراتی با پهنای باند بالا.

صفت

  1. مؤنث مفرد dorsal.

مثال‌ها