pont

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pɔ̃\/

اسم

  1. پل
  2. وسایل لازم برای ساخت پل روی رودخانه‌ها برای عبور نیروها
  3. روز تعطیل بین دو تعطیل رسمی یا بین تعطیل و آخر هفته
  4. مجموعه محور و اجزای آن برای انتقال حرکت موتور به دو چرخ
  5. کف یا کف‌های مختلف در طول کشتی
  6. بخش جلویی شلوار که از دو طرف دکمه می‌شد و پایین می‌آمد
  7. مدار نیمه‌هادی برای تولید و تنظیم جریان مستقیم از جریان متناوب
  8. دستگاه تبادل فریم داده بین دو شبکه محلی بدون تغییر، با تشخیص و اصلاح خطا
  9. قطعهٔ کوتاهِ سازی در بخشِ دومِ یک ترانه، پیش از آخرین بند یا آخرین برگردان
  10. نماد پل در نشان‌های خانوادگی
  11. وضعیت پل در یوگا یا ژیمناستیک

مثال‌ها