cartonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kaʁ.tɔ.ne\/

Conjugaison du verbe cartonner

فعل

  1. پوشاندن با مقوا، به ویژه صحافی کردن کتاب با جلد مقوایی
  2. دادن قوام یا ظاهر مقوا به چیزی
  3. حمله یا انتقاد شدید کردن (عامیانه)
  4. رابطه جنسی داشتن (بسیار عامیانه)
  5. موفقیت بزرگ کسب کردن، به راحتی پیروز شدن (عامیانه)
  6. در خطر بودن، در معرض تهدید بودن
  7. تصادف کردن، برخورد وسایل نقلیه (عامیانه)
  8. ورق‌بازی کردن (عامیانه)
  9. قرار دادن تکه مقوا روی چین‌های پارچه قبل از پرس کردن آن
  10. پر کردن سوراخ مروارید بدلی با کاغذ

مثال‌ها