bœuf

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\bœf\/

اسم

  1. گاو اخته
  2. جانورِ اهلی از گونهٔ Bos taurus؛ گاو.
  3. حیوان جنس Bos شامل گاو اهلی و اوروخ منقرض
  4. گوشت گاو، گاو ماده یا تلیسه برای مصرف انسانی.
  5. گاو نر.
  6. جلسه موسیقی بداهه که نوازندگان مختلف می‌توانند به آن بپیوندند.
  7. شاه در یک بازی ورق.
  8. دومین کارگر کفاش یا خیاط که قطعات بزرگ می‌سازد.
  9. کارگری که قطعه‌ای را آغاز کرده و طرح اولیه آن را می‌زند.
  10. در اصطلاح حروفچینان، خشم و عصبانیت.
  11. مأمور پلیس.
  12. مردی بسیار تنومند.
  13. مردی احمق و بی‌ظرافت.
  14. خودرو کند و بدون شتاب.
  15. بازی ورق.
  16. نماد حیوان گاو در نشان‌های خانوادگی، معمولاً در حال عبور با دم آویزان.

صفت

  1. مهم، چشمگیر، عظیم.

مثال‌ها