jammer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\dʒa.me\/

Conjugaison du verbe jammer

فعل

  1. نواختن موسیقی بداهه در گروه
  2. گیر کردن، مسدود کردن، متوقف کردن
  3. انباشتن

اسم

  1. مایو شنا مردانه ورزشی و تنگ

مثال‌ها