غذایی بر پایه سبزیجات باغی، یا برخی سبزیجات، چاشنیشده با vinaigrette و گاهی با مواد دیگر تزیینشده
سبزیِ باغیای که برای چاشنیخوردن به این شکل کاشته میشود
غذایی متشکل از مواد مختلف مخلوط در saladier، مانند مخلوط میوه و شربت، تکههای گوشت چاشنیشده و غیره
وضعیتِ درهم و آشفته؛ آشفتهبازار، ملغمه
(بیشتر در جمع) سخنِ دروغ، چاخان، لفاظیِ فریبنده
تکهای استتاری که برای قرار گرفتن روی کلاهخود در نظر گرفته شده و شبیه پوششِ گیاهی است
مثالها
Il fut intéressé par la salade de carottes râpées en longues lamelles. Il en prit une fourchettée, mâcha. Le goût le surprit. Il n'appréciait pas. — او به سالاد هویج رندهشده به صورت نوارهای بلند علاقهمند شد. یک چنگال از آن برداشت، جوید. طعم آن او را شگفتزده کرد. آن را نپسندید.
La solution se trouve dans les jardins disséminés çà et là. Beaucoup d’habitants y passent une partie de la journée, devisant joyeusement de parcelle à parcelle en plantant des salades. — راهحل در باغهای پراکنده اینجا و آنجا یافت میشود. بسیاری از ساکنان بخشی از روز را آنجا میگذرانند و با شادی از قطعهای به قطعه دیگر صحبت میکنند در حالی که کاهو میکارند.
Notre dessert sera une salade de fruits. — دسر ما یک سالاد میوه خواهد بود.
Quelle salade ! — چه آشفتهبازیای!
Il règne dans cet ouvrage une grande confusion : c’est une salade des idées et des sujets les plus disparates. — در این اثر آشفتگی بزرگی حاکم است: مخلوطی از ایدهها و موضوعات ناهمگون.
Il ignorait tout ce qui se passait dans le monde, sauf les choses du cyclisme, et quelques mots entendus presque malgré lui au cours des conversations à l’usine ou chez son père ; encore fermait-il volontairement les oreilles à ces mots-là, reflets des « salades » avec quoi, croyait-il, on essayait de l’empêcher de gérer à sa guise sa propre vie. — او از همه چیزهایی که در جهان میگذشت بیخبر بود، جز امور دوچرخهسواری و چند کلمهای که تقریباً ناخواسته طی گفتگوها در کارخانه یا نزد پدرش شنیده بود؛ حتی عمداً گوشهایش را به این کلمات که بازتاب «دروغها»یی بود که به عقیدهاش با آنها میخواستند او را از اداره زندگیاش به دلخواه خودش بازدارند، میبست.