filtrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fil.tʁe\/

Conjugaison du verbe filtrer

فعل

  1. از صافی گذراندن تا اجزای تشکیل‌دهنده جدا شوند.
  2. از صافی گذشتن، از منافذ یا فاصله‌های بدنه‌ای نفوذ کردن.
  3. از مانع، کندی یا دیوار نفوذناپذیر عبور کردن.
  4. خوب را از بد جدا کردن، بد را نگه داشتن تا فقط خوب عبور کند یا برعکس.
  5. فیلتر را روی سیگنال اعمال کردن.

مثال‌ها