empêcher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.pe.ʃe\/

Conjugaison du verbe empêcher

فعل

  1. کسی را از انجامِ کاری بازداشتن
  2. ناشدنی کردن؛ جلوگیری کردن؛ سدِ راه شدن
  3. با مانعی دست‌وپای کسی را بستن یا کارش را متوقف کردن
  4. (کهنه) گرفتار و دست‌بسته کردن؛ درمانده کردن
  5. (ضمیری) خودداری کردن؛ جلوی خود را گرفتن

مثال‌ها