rendre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁɑ̃dʁ\/

Conjugaison du verbe rendre

فعل

  1. پس دادن
  2. بازگرداندن (سلامت، توان)
  3. بازگرداندن کسانی به تملک چیزی که از آن محروم بودند.
  4. تحویل دادن چیزی به کسی که برای او در نظر گرفته شده.
  5. حمل کردن، رساندن بسته یا کالا به جایی.
  6. (احترام) به جا آوردن، ادا کردن
  7. تلافی کردن، جبران کردن
  8. بار دادن، بازدهی داشتن
  9. نتیجه مطلوب دادن.
  10. بازنمودن، رساندن (اثر، حالت)
  11. برگرداندن، ترجمه کردن
  12. تکرار کردن.
  13. بالا آوردن، پس دادن (از معده)
  14. بازگرداندن، تکرار کردن.
  15. تحویل دادن، واگذار کردن.
  16. (rendre + صفت) به حالتی درآوردن، کردن: خوشحال کردن = rendre heureux
  17. (se rendre + صفت) خود را … کردن
  18. (se rendre) تسلیم شدن
  19. به سمت جایی رفتن، ختم شدن.
  20. (se rendre à) رفتن به، عزیمت کردن به
  21. ساطع کردن یا تولید کردن، در مورد صدا.
  22. (ورزش) آوانس دادن به حریف
  23. در مسابقه تروت، آغاز کردن از عقب خط اول به اندازه فاصله تعیین‌شده.

مثال‌ها