renfoncement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁɑ̃.fɔ̃s.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل فرو بردن دوباره یا نتیجه آن
  2. فشار شدید یا مشت محکم
  3. اثر پرسپکتیو که چیزی را فرو رفته و دور نشان می‌دهد
  4. گودی بخش‌هایی از اثر هنری
  5. عمل عقب بردن خط

مثال‌ها