activation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ak.ti.va.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل فعال کردن
  2. بمباران ماده با ذرات که منجر به تولید اتم‌های رادیواکتیو (از طریق ترانسموتاسیون) می‌شود
  3. نتیجه این بمباران
  4. تبدیل یک ترکیب به محصولی واکنش‌پذیرتر، معمولاً از طریق تغییر آنزیمی که ممکن است سمیت یا زیست‌فراهمی آن را افزایش دهد

مثال‌ها