activité

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ak.ti.vi.te\/

اسم

  1. فعالیت، کار؛ حالتِ کسی یا چیزی که فعال است.
  2. کار، فعالیت؛ آنچه انجام می‌شود، مثلاً فعالیت‌های سیاسی.
  3. توانایی فعال، قدرت عمل.
  4. چابکی، جنب‌وجوش در کار.
  5. فعالیتِ آموزشی؛ کارهای هماهنگ برای یادگیری.
  6. در رایانه، رشتهٔ اجرا؛ کارِ در حالِ اجرا.
  7. در فیزیک، پرتوزایی؛ شمارِ واپاشی‌ها در واحدِ زمان در ماده‌ای پرتوزا.

مثال‌ها