désactivation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\de.zak.ti.va.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل غیرفعال کردن
  2. گذرِ یک گونهٔ مولکولی از حالتِ برانگیخته به ترازی از انرژیِ پایین‌تر.

مثال‌ها