déconner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.kɔ.ne\/

Conjugaison du verbe déconner

فعل

  1. پس از آمیزش از زن بیرون آمدن.
  2. چرت گفتن؛ کارِ احمقانه کردن، مزخرف گفتن.
  3. کارِ خطرناک کردن؛ خود یا دیگران را به خطر انداختن.
  4. مسخره‌بازی درآوردن؛ ادب را کنار گذاشتن و خالی شدن.
  5. شوخی کردن؛ «شوخی می‌کنی؟».
  6. خراب بودن؛ درست کار نکردن، مثلاً دستگاه.

مثال‌ها