décontenancer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.kɔ̃t.nɑ̃.se\/

Conjugaison du verbe décontenancer

فعل

  1. مختل کردن آرامش یا خونسردی کسی
  2. از دست دادن آرامش ظاهری به دلیل خجالت یا شرم

مثال‌ها