pogner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pɔ.ɲe\/

Conjugaison du verbe pogner

فعل

  1. گرفتن
  2. گرفتن و چسبیدن
  3. در دست گرفتن
  4. غافلگیر کردن و دستگیر کردن
  5. برخوردن به
  6. دریافت کردن
  7. رسیدن به سنی خاص
  8. فهمیدن (جوک)
  9. موفق شدن و محبوب بودن
  10. جذب کردن دیگران
  11. حرکت رو به جلو گرفتن
  12. به دست آوردن
  13. پیدا شدن
  14. گیر کردن
  15. دعوا کردن
  16. نوازش کردن یا خودارضایی
  17. با کسی دعوا کردن
  18. با پرخاشگری در برابرِ کسی درآمدن؛ زورآزمایی کردن.
  19. جنگیدن
  20. با بی‌اعتنایی دور شدن
  21. دچار شدن به

مثال‌ها