relâchement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁə.laʃ.mɑ̃\/

اسم

  1. حالت چیزی که کمتر کشیده شده نسبت به قبل و خاصیت ارتجاعی‌اش را از دست داده
  2. کاهش تلاش، نیرو، نظم، سخت‌گیری
  3. استراحت؛ حالت استراحت؛ توقف مفید کار یا تمرین
  4. رهاسازی؛ آزاد شدنِ ماده در محیط

مثال‌ها