rayon

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁɛ.jɔ̃\/

اسم

  1. خط مستقیمی که از یک مرکز شروع شده و به سمت بیرون می‌رود (پرتو / شعاع).
  2. پاره‌خطی که مرکز دایره یا کره را به هر نقطه‌ای از محیط آن متصل می‌کند و معادل نصف قطر است (شعاع).
  3. فضای اطراف، کم و بیش دایره‌ای (محدوده / شعاع).
  4. ساقه گل در گل‌آذین چتری (شعاع گل).
  5. هر یک از میله‌هایی که از توپی چرخ به طوقه متصل می‌شوند (پره چرخ).
  6. تابش ساطع شده از یک منبع نوری (پرتو نور / اشعه).
  7. پرتوِ کم‌رمق؛ کورسو، بارقه.
  8. دسته‌ای از ذرات پرانرژی نورانی (پرتو / اشعه).

مثال‌ها