تخته‌دیکتهمهٔ درس‌های دستور ←
B1

فعل + حرف اضافه + مصدر (à یا de یا هیچ)

وقتی دو فعل پشتِ سرِ هم می‌آیند، فعلِ دوم مصدر می‌ماند — ولی بینشان ممکن است à یا de لازم باشد یا هیچ‌چیز. این را خودِ فعلِ اول تعیین می‌کند و از معنا فهمیده نمی‌شود، پس باید همراهِ فعل یاد گرفته شود.

در یک نگاه

فعل + (à / de / هیچ) + مصدر

گروهِ اول: بدونِ حرفِ اضافه

خوشبختانه پرکاربردترین فعل‌ها در این گروه‌اند. مصدر مستقیم بعدشان می‌آید.

فعلمعنیفعلمعنی
vouloirخواستنpouvoirتوانستن
devoirبایدsavoirبلد بودن
allerرفتن (آینده)venirآمدن
aimerدوست داشتنpréférerترجیح دادن
espérerامیدوار بودنpenserقصد داشتن
falloirلازم بودنoserجرئت کردن

گروهِ دوم: با à

گرایشِ معنایی: شروع، ادامه، تلاش، آمادگی — یعنی حرکت به‌سوی کاری. این منطق کامل نیست ولی کمک می‌کند.

فعلمعنیفعلمعنی
commencer àشروع کردنcontinuer àادامه دادن
apprendre àیاد گرفتنréussir àموفق شدن
arriver àموفق شدنhésiter àتردید کردن
aider àکمک کردنchercher àتلاش کردن
se mettre àشروع کردنpenser àبه فکرِ ... بودن
inviter àدعوت کردنobliger àمجبور کردن

گروهِ سوم: با de

گرایشِ معنایی: پایان، تصمیم، توقف، پرهیز — یعنی فاصله گرفتن یا نقطه گذاشتن.

فعلمعنیفعلمعنی
finir deتمام کردنarrêter deمتوقف کردن
décider deتصمیم گرفتنessayer deسعی کردن
oublier deفراموش کردنrefuser deنپذیرفتن
accepter deپذیرفتنéviter deپرهیز کردن
choisir deانتخاب کردنpromettre deقول دادن
avoir besoin deنیاز داشتنvenir deهمین حالا
demander deخواستن ازdire deگفتن که

جفت‌هایی که به هم شبیه‌اند

چند فعل معنایشان نزدیک است ولی حرفِ اضافه‌شان فرق می‌کند. این‌ها بیشترین خطا را می‌سازند.

با àبا de
commencer à — شروع کردنfinir de — تمام کردن
continuer à — ادامه دادنarrêter de — قطع کردن
réussir à — موفق شدنessayer de — سعی کردن
apprendre à — یاد گرفتنoublier de — فراموش کردن
hésiter à — تردید کردنrefuser de — رد کردن

برای فارسی‌زبان‌ها

فارسی این مسئله را ندارد، و به همین دلیل این درس کاملاً حفظ کردنی است. در فارسی فعلِ دوم یا مصدر می‌شود («شروع به رفتن کرد») یا التزامی («تصمیم گرفت برود»)، و هیچ حرفِ اضافه‌ای بینشان لازم نیست که از فعلِ اول بیاید.

فارسیفرانسهحرفِ اضافه
شروع کردم بفهممJ’ai commencé à comprendre.à
تصمیم گرفتم برومJ’ai décidé de partir.de
می‌خواهم برومJe veux partir.هیچ
یادم رفت زنگ بزنمJ’ai oublié d’appeler.de

به ستونِ اول نگاه کنید: هر چهار جملهٔ فارسی ساختِ یکسانی دارند. هیچ چیزی در فارسی به شما نمی‌گوید کدام‌یک à می‌گیرد و کدام de. پس شهود کار نمی‌کند و باید حفظ شود.

یک تلهٔ خاصِ فارسی‌زبان‌ها هم هست که از درسِ التزامی می‌آید: چون فارسی می‌گوید «تصمیم گرفتم که بروم»، بعضی فارسی‌زبان‌ها در فرانسه هم que می‌گذارند — «j’ai décidé que je parte». اینجا هر دو فعل یک فاعل دارند، پس فرانسه مصدر می‌خواهد: j’ai décidé de partir.

و یک هشدار برای کسانی که فرانسه را از راهِ انگلیسی یاد گرفته‌اند: حرفِ اضافه‌های انگلیسی با فرانسه یکی نیستند. انگلیسی «decide to» می‌گوید ولی فرانسه «décider de»؛ انگلیسی «start to» و فرانسه «commencer à» اتفاقاً می‌خوانند، ولی این تصادف است نه قاعده.

اشتباه‌های رایج

نکته‌های بیشتر

فعل‌هایی که با هر دو می‌آیند و معنا عوض می‌شود
فعلبا àبا de
déciderse décider à — سرانجام تصمیم گرفتنdécider de — تصمیم گرفتن
penserpenser à — به فکرِ کاری بودنpenser + مصدر — قصد داشتن
venirvenir + مصدر — آمدن برایvenir de — همین حالا انجام دادن
  • Je viens manger.می‌آیم غذا بخورم.
  • Je viens de manger.همین الان غذا خوردم.
صفت + de + مصدر

همین مسئله برای صفت‌ها هم هست، ولی آنجا تقریباً همیشه de می‌آید.

  • Je suis content de te voir.خوشحالم می‌بینمت.
  • C’est facile à faire.انجامش آسان است.

استثنا: با c’est، صفت à می‌گیرد — c’est difficile à comprendre، ولی il est difficile de comprendre.

واژه‌های این درس