تخته‌دیکتهمهٔ درس‌های دستور ←
B1

subjonctif présent — وجهِ التزامی در فرانسه

subjonctif وجهی است که بعد از فعل‌های خواستن، لزوم، احساس و شک می‌آید، معمولاً پس از que. فارسی همین وجه را دارد و هر روز به کار می‌برد — «می‌خواهم بیایی» دقیقاً همان ساختِ Je veux que tu viennes است. پس مسئله بیشتر یادگیریِ صورت‌هاست تا یادگیریِ مفهوم.

در یک نگاه

… que + فاعل + فعل در وجهِ التزامی

چطور ساخته می‌شود

یک دستورالعملِ ساده که برای تقریباً همهٔ فعل‌ها کار می‌کند: صورتِ سوم‌شخصِ جمعِ زمانِ حال را بگیرید، ‎-ent را بردارید، و پایانه‌های التزامی را اضافه کنید.

مرحلهنمونه با parler
۱. سوم‌شخصِ جمعِ حالils parlent
۲. برداشتنِ ‎-entparl-
۳. افزودنِ پایانهque je parle, que tu parles, qu’il parle
شخصپایانهنمونه
je-eque je finisse
tu-esque tu finisses
il / elle-equ’il finisse
nous-ionsque nous finissions
vous-iezque vous finissiez
ils / elles-entqu’ils finissent

هشت فعل از این دستورالعمل پیروی نمی‌کنند، و همان هشت تا پرکاربردترین‌اند — یعنی عملاً همیشه با آن‌ها سروکار دارید:

مصدرالتزامیمصدرالتزامی
êtreque je soisavoirque j’aie
allerque j’aillefaireque je fasse
pouvoirque je puissesavoirque je sache
vouloirque je veuillefalloirqu’il faille

کِی لازم است

یک: خواستن، اراده، درخواست.

دو: لزوم و ضرورت — به‌ویژه il faut que، که پربسامدترین زمینهٔ التزامی در فرانسهٔ روزمره است.

سه: احساس و داوری.

چهار: شک، انکار و احتمال.

پنج: بعد از فهرستِ بسته‌ای از حرفِ ربط‌ها. این‌ها التزامی را بدونِ توجه به معنا می‌طلبند، پس بهتر است همین‌طور حفظ شوند:

حرفِ ربطمعنیحرفِ ربطمعنی
bien queهرچندpour queبرای اینکه
avant queپیش از آنکهjusqu’à ce queتا وقتی که
à moins queمگر اینکهsans queبدونِ اینکه

کجا التزامی لازم نیست

چند فعل که معنایشان شبیهِ موارد بالاست، با این حال وجهِ اخباری می‌گیرند. این‌ها را باید جداگانه به خاطر سپرد، چون شهودِ معنایی اینجا گمراه می‌کند.

عبارتوجهنمونه
espérer queاخباریJ’espère qu’il viendra.
penser que (مثبت)اخباریJe pense qu’il est malade.
il est certain queاخباریIl est certain qu’elle a raison.
parce queاخباریParce qu’il pleut.
après queاخباریAprès qu’il est parti.

برای فارسی‌زبان‌ها

این یکی از بخش‌هایی است که فارسی‌زبان‌ها در آن از انگلیسی‌زبان‌ها جلوترند. انگلیسی وجهِ التزامیِ زنده ندارد، پس کتاب‌های نوشته‌شده برای انگلیسی‌زبان‌ها ناچارند کلِ مفهوم را از صفر بسازند. فارسی این وجه را دارد و شما هر روز از آن استفاده می‌کنید: «بروم»، «بخوری»، «بیاید».

تطابق تقریباً یک‌به‌یک است. فارسی التزامی را با پیشوندِ «ب-» و شناسه می‌سازد؛ فرانسه با ریشه و پایانهٔ جداگانه. ولی جایی که به کار می‌روند تا حدِ زیادی یکی است:

پس مسئلهٔ شما مفهوم نیست، صورت است: باید صرفِ التزامی و آن فهرستِ حرفِ ربط‌ها را یاد بگیرید. اگر کسی گفت subjonctif کابوسِ زبانِ فرانسه است، آن حرف برای مخاطبِ دیگری نوشته شده.

دامِ اول: بعد از فعل‌های وجهی. فارسی می‌گوید «باید بروم» — یک جمله، بدونِ «که»، با فعلِ التزامی. فرانسه دو راه دارد و هیچ‌کدام ترجمهٔ لفظیِ فارسی نیست: یا مصدر بعد از devoir (je dois partir)، یا il faut que با التزامی (il faut que je parte). ساختِ «je dois que j’aille» در فرانسه وجود ندارد.

دامِ دوم: وقتی فاعلِ دو فعل یکی است. فارسی بی‌هیچ مشکلی می‌گوید «می‌خواهم بروم»، با همان فاعل در هر دو فعل. فرانسه در این حالت que را حذف می‌کند و مصدر می‌گذارد: Je veux partir، نه «Je veux que je parte». التزامی فقط وقتی می‌آید که فاعلِ دو جمله فرق کند.

فارسیفرانسهٔ درستچرا
می‌خواهم برومJe veux partir.فاعل یکی است ← مصدر
می‌خواهم برویJe veux que tu partes.فاعل فرق دارد ← التزامی
باید برومIl faut que je parte.یا: Je dois partir.

یک نکتهٔ سوم هم هست که کوچک ولی پربسامد است: «امیدوارم بیاید» در فارسی التزامی است، ولی espérer در فرانسه وجهِ اخباری می‌گیرد — J’espère qu’il viendra. اینجا شهودِ فارسی مستقیماً خطا تولید می‌کند.

اشتباه‌های رایج

نکته‌های بیشتر

چرا après que اخباری می‌گیرد ولی avant que التزامی

منطقش زمانی است: وقتی می‌گویید «پیش از آنکه برسد»، رسیدن هنوز اتفاق نیفتاده و قطعی نیست — قلمروِ التزامی. ولی «پس از آنکه رسید» یک واقعیتِ انجام‌شده است.

در عمل بسیاری از فرانسوی‌زبان‌ها بعد از après que هم التزامی می‌گویند و این در گفتار کاملاً رایج است، ولی در آزمون‌های نوشتاری هنوز خطا شمرده می‌شود.

التزامیِ گذشته: subjonctif passé

وقتی کارِ موردِ نظر پیش از فعلِ اصلی اتفاق افتاده باشد، التزامیِ گذشته لازم است: التزامیِ avoir یا être به‌علاوهٔ اسمِ مفعول.

  • Je suis content que tu sois venu.خوشحالم که آمدی.
  • Bien qu’il ait fini, il reste.هرچند تمام کرده، می‌ماند.
penser و croire: مثبت اخباری، منفی التزامی

این جفت رفتارِ جالبی دارند. در جملهٔ مثبت قطعیت هست، پس اخباری؛ در جملهٔ منفی یا پرسشی قطعیت می‌رود و التزامی برمی‌گردد.

  • Je pense qu’il vient.فکر می‌کنم می‌آید.
  • Je ne pense pas qu’il vienne.فکر نمی‌کنم بیاید.
التزامیِ ناقص: چیزی که فقط در کتاب می‌بینید

فرانسه صورت‌های التزامیِ دیگری هم دارد — imparfait du subjonctif مثل qu’il vînt — که در ادبیاتِ قرنِ نوزدهم معمول بود و امروز عملاً مرده است.

برای خواندنِ رمانِ کلاسیک بد نیست بشناسیدشان. برای حرف زدن، هرگز لازمشان ندارید؛ به‌کار بردنشان در گفتار شوخی به نظر می‌رسد.

واژه‌های این درس