oublier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\u.bli.je\/

Conjugaison du verbe oublier

فعل

  1. فراموش کردن
  2. جا گذاشتن (سهوی)
  3. از قلم انداختن
  4. غفلت کردن از
  5. به تعهدی عمل نکردن.
  6. قدردانی نکردن.
  7. کینه نگه نداشتن.
  8. در مورد افراد، از کسی غفلت کردن، به او فکر نکردن، در فرصتی مناسب به او خوبی نکردن.
  9. همچنین به صورت سرزنش محبت‌آمیز به کار می‌رود.
  10. (s'oublier) از خود غافل شدن؛ از ادب خارج شدن
  11. (به‌کنایه، s'oublier) بی‌اختیار ادرار کردن
  12. (به‌کنایه) بی‌جا ادرار کردن (حیوان خانگی)
  13. کار نامناسبی کردن.
  14. (s'oublier) خود را فراموش کردن، از خودگذشتگی کردن

مثال‌ها